در تأیید شدید حرف های جدید موسوی: به نظر من دهه ی فجر دیگر نباید دهه ی زجر باشد. اتفاقن جشن شادی و پیروزی است. تعبیر بهینه و فراگیرش هم این می شود که نسل پیش از ما یک انقلابی کردند علیه ساختارهای استبدادی که نصفه و نیمه ماند و نتیجه اش هم شد این. حال نسل ما ضمن گرامی داشت سالگردش می خواهیم بعد از سی و یک سال در یک پروسه ی طولانی مدت کار آنها را کامل کنیم و قدم در راهی بگذاریم که شر باقی نهادها و مفاهیم استبدادی که به شکل های دیگر در این مدت سر برآوردند یا به حیات خود ادامه دادنداز سر نسل بعدی کم شود. این سیاست کلان. جزییات اش با خودتان که سر مهندس الان شلوغ است.
پ.ن. دو سال پیش در چنین روزهایی بر اساس محاسبات ضریب حیف و میل به عادت معمول سالگرد انقلاب را دهه ی زجر نامیدم. بعله! نظرات عملگرایانه و راهکارهای مهندس بر خلاف آرمان هایش تا حدود زیادی شناور است و بسته به تغییر شرایط مساله و داده های جدید تغییر می کند.
۱. من الان در لاس وگاس هستم در نوادا همسایه ی ایالت کالیفرنیا و به نظرم جواد ترین شهر کره ی زمینه. با این حال به طبع مشتری هاش زیبا ترین و با شکوه ترینه. یک چیزهایی نسبی است. از زیبایی شناسی اش گرفته تا تاثیرش. اثرش مهم تر از فرمشه. دست کم الان به نظر من. اینها می خوان تا جای ممکن جهانگرد به اینجا بکشونند که قمار کنند و چرخ اینجا بچرخه و این عامل تعیین کننده ی ملاک زیبایی در اینجا است. دل بدی لذت هم می بری.
۲. در سن فرنسیسکو که هرگز برف نمی بارد خیابان هایی هست با شیب تقریبن ۴۵ درجه که در کنار پلک سه لایه ی شتر دلیل محکمی بر برهان نظم است. حدیث قدسی از آریا قوامیان
۳. مهندس نرسیده به خانه چند ساعتی کنار اتوبان ۱۰۱ ماند با یک رادیاتور سوراخ و یک ماشین جوش آورده. کلی از فنی ماشین هم یاد گرفت. فردا می رود که رادیاتور را از اساس عوض کند. ماشین قرض گرفته شده که مال نوه خاله ی مادرش اینها است هم رنگ بابک است و چون موقتن «عطا« شده است اسمش را می گذاریم «اتابک«. امام گفته اتابک باید از روز اولش هم بهتر بشد. امام هم وجدان مهندس است. ضمیر پنهان مهندس است.
۴. دیشب رفتیم گلریزان (fundraising) یا جشن عاطفه ها یا هر چیزی که اسمش را بگذارید. دوباره در سان فرانسیسکو. البته برای زلزله ی هاییتی نبود و برای حمایت از روزنامه نگاران هم وطن که در ترکیه با شرایط بدی گیر کرده اند و از اینجا مانده و از آنجا رانده شده اند. یک بار-دیسکو بود از همان ها که تقریبن همه جا هست جز در ایران. چیزی اش که برای من تازگی داشت این بود که همه ایرانی بودند. جای بقیه ی آن هفتاد میلیون – در صورت تمایل – خالی
۵. هفته ی پیش دانشگاه استنفورد یک سخنرانی بود در مورد اینکه تنها گونه ای که مغزش قسمت تکلم رو داره به جز انسان طوطی است و به همین دلیل از همون قسمت پردازش زبان سو استفاده می کنه و موسیقی هم می زنه و با ریتم هم دم می گیره
۱. رتبه ی نخست کارشناسی ارشد پیش آمده بود که دو سالش را به جای دانشگاه از پادگان سر در بیاورد. اوضاع دیگر مثل سابق هم نیست. سروش «فوقش» آن دو سال را برود زندان. (+)
۲. تاریخ تکرار می شود. خیلی از تجربه های گذشته (منظور مبارزان پیش از انقلاب هستند) در عصر اینترنت هم معتبرند. از جمله شاید مکانیزم حفظ قدرت در خاورمیانه و در نوع آدمیزاد. خیلی هایش هم البته نه. به جز تکثر روز افزون جامعه ی امروز و گسترش روز افزون ارتباطات انسانی به نظر من تغییر این ساز و کار مبارزه هم باید به رسمیت شناخته شود. من فکر می کنم با افزایش آگاهی مان از همه ی انواع دیگر «ایرانی» به سمت نفی خشونت و فراگیری بیشتر پیش می رویم.
۳. اقبال عامه به اخراجی های یک و دو باعث شرمساری بود. بلوغ هفت هشت ماهه ی ملت ایران که در پس یک قرن تلاش و افت و خیز، سرانجام در شرف شکل گیری است می تواند سرنوشت دیگری را برای اخراجی های ۳ رقم بزند. فیلمی که به قاعده ی معمول سینما حتا می تواند از یک و دو اش هم در ابتذال و بی مایگی و البته پرخرجی پیش بیافتد. با دست خودمان …حامیان بی هنر کودتا، چماق داران پیشین و رانت خواران امروز را فربه تر از این که هستند نکنیم.
۴. عاشورا است و من آمده ام ینگه دنیا در حالی که مردم را در ایران سلاخی می کنند. در این میان بعضی از ما هم بی قراری می کنیم که ای کاش آنجا بودیم و این حرف ها. به امریکایی ها هم گیر می دهیم که چرا در امن و امان پای کاج کریسمس تان نشسته اید و از درد ایران خبر ندارید. انگار خود ما خیلی حواس مان هست. ایرانی هایی هستند هم اینجا در امریکا که به احترام عاشورا در کنسرت های خواننده های لوس آنجلسی (در این لاس وگاسی که الان دو روزه هستم) شرکت نمی کنند ولی آنها هم انگار خبر ندارند یا اهمیت نمی دهند که در عاشورای همین امسال و نه صدر اسلام چه بر سر کشور و مردم شان دارد می آید. تکه پاره شده اند این ملت از هم و دل هیچ تکه ای به حال دیگری نمی سوزد. در ناز و نعمت باشی یا در فشار هم فرقی نمی کند.
۵. تحریم جشنواره فیلم فجر به کارگردانهای خارجی هم رسید (+). عاشق این رسیدن های موج سبزم. ویژگی ایست که شایسته تر میکنه به این جنبه اش بگیم موج تا جنبش.
۶. در پیام تلفنی یک یار دبیرستانی به مهندس «انجمن سکولاران سبز» – محض خنده – اعلام موجودیت کرد. شعار محوری: یا حجة بن الحسن، ریشه ی دین رو بکن.
۷. تو سر سگ می زنی بی شماره. V
چینی ها اعلام می کنند که ساعت دموکراسی در ایران سریعتر از ساعت ساخت بمب اتم حرکت می کند.
یعنی جان کلام همین است که ما داریم دموکراسی می سازیم و آنها بمب اتم. هر کس زودتر بسازد برنده است.
این وسط یاد یک ضرب المثل کهن چینی افتادم که می گوید:
原子弹的让地图。我们的民主从什么什么呢
آنها بمب اتم را از روی نقشه می سازند. ما دموکراسی را از روی چه می سازیم؟
۱. گاردی ها یا بسیجی هایی رو که مردم می گیرن آخرش بعد از چند بار داد و فریاد باید رها کنند که باز هم می شه همین آش و همین کاسه. راه حل تکنیکی وجود نداره. خشونت یا غیر خشونت. طرف هم شغلشه. آدم می کشه. حالا به خاطر منفعت شخصی یا شستشوی مغزی.
۲. تحلیل درست و کامل در باره ی خشونت هم یعنی دو حالت را در نظر بگیری: در یکی خشونت را در حدود مختلف شبیه سازی کنی و آسیب شناسی کنی که سر از کجا در می آورد و در دیگری روش غیر خشونت آمیز را توصیف کنی و پیش بینی کنی که به کجا می رسد. به جای اولی داریم احساسات مردم را در راستای اعمال خشونت تحریک می کنیم و به جای دومی هم مشغول چسناله ایم که وای این مهربانی ما چقدر درک نشده است.
۳. من با خشونت به هیچ وجه موافق نیستم اما زهر چشم گرفتن از طرف مقابل که فهم و درکی از انصاف و منطق نداره و بر مبنای غریزه ی مردانه ی رقابتی اش عمل می کنه ضروری است. از طرف دیگر چسناله ی ناشی از محافظه کاری هم از غریزه می آد. وقتی طرفت مرتضوی و ضرغامی و شریعتمداری و احمدی نژاد و رادان هستند و امثال شخصیت این آدم ها هم تو جامعه هم زیادند، باید آموخته باشی که اگر کوتاه بیایی سوارت می شوند. سرشان تشر بزنی مثل سگ ازت می ترسن. من البته روش شخصی ام فرق می کند و اصراری ندارم که تعمیم اش بدم به جامعه. قاتل ندا آزاد می چرخد و شاید هنوز آدم می کشد. محفل کودتا روی صلح طلبی ما حساب باز کرده. گاهی به قول خود بهنود هم که شده – در استدلالش در دفاع از استراتژی عدم تحریم – باید غیر قابل پیش بینی رفتار کرد. منتها چه جوری بدون خشونت زهر چشم گرفتن ظرافت می خواهد. برخورد با اینها عین سگ تربیت کردن است. نه بیشتر نه کمتر.
۴. خشانت هم از خین و خین ریزی می آد دیگه.
من به رمزگشایی گفته های رهبران کودتا باور عمیق دارم. از نطق های سعید امامی گرفته تا پیام های رهبر پیش از انتخابات و تا نطق تلویزیونی بیست دقیقه ای محمود احمدی نژاد. همان نطقی که ملت ایران را به پذیرش این راه جدید که با حمایت رهبر باز شده است فرا خواند و به نظر من اعلام بیرون آوردن راه حل آخر (کودتا) از کشو بود. اگر مرگ… آیت الله منتظری، احمد خمینی یا حتا هوشنگ گلشیری هم همه طبیعی باشند باید که این تهدیدات را از طرف محفل موسوم به تاریکخانه ی اشباح جدی گرفت. محفلی که چند دهه است به حذف فیزیکی دشمنان فرقه ی خود باور دارند و زبده ترین نیروهای اطلاعاتی را در اختیار دارند. (+)
۱٫ عازم دانمارک هستم برای شرکت فعال در اجلاس تغییرات آب و هوا
۲٫ گفته می شه دانمارک به خاطر این اجلاس و هجوم مهمانان و سران کشورهای دنیا قاط زده و خودش رو از شنگن جدا کرده. ما در اسلو هستیم برای یک استراحت کوتاه. سفر تا الان خیلی خوش گذشته و جای همه تون خالی است.
۳٫ رسیدیم دانمارک. دو ساعت بعد از محمود احمدی نژاد. در چند کیلومتری ماست ولی دقیقن نمی دونیم در کدوم زاویه و کدوم جهت. گفته می شه در هتل هیلتون رو به روی فرودگاهه و ساعت ۱۱ صبح امروز ۱۷ سامبر وارد کپنهاگ شده. با خودش هیات و دانشجوی بسیجی آورده و می خواد مثل نیویورک فردا نشست بگذاره. ضمنن مرزها باز بود و مشکلی هم نبود. هنوز وقت هست اگر از هر جای اروپا بخواید خودتون رو برسونید.
۴٫ برنامه ی امروز عالی بود. سه ساعت شعار دادیم و رپ گوش دادیم. سخنرانی ها عالی بود. اون خانومه توی بچه های کوه آلپ هم با صدای لوسین سخنرانی عالی کرد. اومدیم توی مهمونی ایرانی اینجا و خیلی فعلن همه چیز خوب بوده. تظاهرات فردا قراره جلوی سفارت ایران در کپنهاگ باشه به شرطی که تایید شه نشست احمدی نژاد داخل سفارت برگزار می شه
۵٫ Hey hey ho ho Ahmadinejad has to go چه حالی می ده این با صدای لوسین و استرلینگ!
در سبزها هم کسانی هستند که طرفدار بخش هایی از شخصیت آیت الله خمینی اند و هم کسانی که بیزار از بخش های دیگر. خمینی وجه اشتراک سبزها نیست و وجه افتراق شان هم نمی تواند باشد. و به جز این به باور من اختلاف های تاریخی به اندازه ی اختلاف های راهبردی اهمیت ندارد. اگر کسانی به قواعد حقوق بشر و آزادی پایبندند و برداشت شان از مفهومی به نام خمینی (که دیری است در قید حیات نیست) با چنین مفاهیمی سازگاری دارد ما با پدیده ی جدیدی سر و کار داریم که شکاف های قبلی را کمرنگ می کند. این پدیده وجود دارد و به خصوص در نسل جوان داخل ایران دارای طرفدارانی است و شایسته است که به رسمیت شناخته شود. با نگاهی به روش های برخورد محفل کودتا و آشنایی با سناریوهای قدیمی شان در تمام سال های اخیر، به نظر می رسد که اجماع آنها بر سو استفاده از تفرقه بیش از این باید مورد توجه ما قرار بگیرد. حتا اگر گروهی از سبزها به طور خودجوش عکس خمینی را پاره کرده باشند (ما در دوران دبیرستان این کارها را می کردیم) این انتخاب ضرغامی در این مقطع زمانی به شدت مشکوک است و هشیاری همه ی ما را می طلبد حتا مخالفان سرسخت آیت الله خمینی را. و البته که سکوت و گذشتن از کنار چنین اخباری همیشه راحت تر از میانجی گری است. حالا خود دانید. شعار ما از ابتدای این جنبش اتحاد بوده.
پ.ن. حرف های آقای خمینی را می توان از یک جهت به قرآن تشبیه کرد. همه جور چیزی گفته و هر کسی می تواند به بخش دلخواه اش استناد کند. برداشت ویتگنشتاینی اش می شود این طور که مهم نیست کدام تعبیر از چنین پدیده هایی به اصل پدیده نزدیک تر است. مهم این است که افراد به کدام بخش ها استناد می کنند. فکر می کنم که بعد از گذشت زمان های دراز و تغییرات سیاسی و اجتماعی در بافت جامعه ای که عکس کسی را در ماه می بیند، اشخاص و اسامی خاص و رویدادهای تاریخی و ایام گذشته سیال تر می شوند. مفاهیم عمومی را نباید به مصالحه گذاشت.
میکروسکوپی که در بالا از نظرتان می گذرد را در کارگاه تجربی ای که در شهر بارانی برگن در جنوب غربی نروژ گذراندم ساختم.اگر می خواهید از یک وب کم معمولی یک میکروسکوپ USB بسازید این گام ها را بردارید:
- یک وب کم ارزان قیمت پیدا کنید
- دل و روده اش را در بیاورید
- قاب اش را بیاندازید دور و به جای اش از یک سازه ی لگویی یا چوبی استفاده کنید که بتواند سفت و محکم نگه اش دارد و از لرزش جلو گیری کند
- لنزش را وارونه کرده و سر و ته روی صفحه ی سی سی دی روی مدار نصب کنید. به روشی آن را بچسبانید.
- وصلش کنید به یو اس بی کامپیوتر تان و هملان طور که از وب کم تصویر می گرفتید از میکروسکوپ به دست آمده تصویر بگیرید
- یک قطره کثافتی چیزی مثلن از پای گلدان پیدا کنید بچکانید روی یک شیشه و سعی کنید فاصله ی فوکوس میکروسکوپ تان را پیدا کنید. شرکت هایی هستند که می توانید از طریق آنها جانوران ذره بینی و باکتری و میکروب و کثافت را به قیمت ارزان خریداری کنید
- میکرو اورگانیسم های مورد مشاهده را برای کیفیت بهتر نور پردازی کنید. ترجیحن از رنگ سبز (!) استفاده کنید
- حالش را ببرید. ریزنمایی این میکروسکوپ ها گاهی آن قدر زیاد است که می توانید اسپرم خودتان را هم در صورت وجود با دُم و تشکیلات ببینید